گندم زار

بگو یارب بگو یا رب چه بد گفتم چه بد کردم

 

که نزدتت خویشتن را دیو و دد کردم

 

مرا یا رب نمیخواهی

 

گناه از تو

 

اگر نفرین به این دنیای بد کردم

 

به حرفم گوش کن یا رب

 

به دردم گوش کن یارب

 

اگر بیهوده میگویم

مرا خاموش کن یارب

 

بگو یا رب چه بد گفتم چه بد کردم

 

که نزدت خویشتن را دیو و دد کردم

 

بجز عشقی که دردش را به من دادی

 

به من یارب چه بخشیدی که رد کردم؟

 

فقط در عاشقی یارب... مدد گفتم

 

شدم عاشق

 

تمنای مدد کردم...

 

به حرفم گوش کن یارب

 

به دردم گوش کن یا رب

 

اگر بیهوده میگویم

 

مرا خاموش کن یارب

 

شب مستی... اگر یک توبه بشکستم

 

سحر تکرار توبه صد به صد کردم

 

به سیلابم کشاندی زیر و بم دیدم

 

تحمل بر عذاب جذر ومد کردم

 

برایم آتش دوزخ فرستادی

 

برایت لاله ها را در سبد کردم

 

به حرفم گوش کن یارب

 

به دردم گوش کن یارب

 

اگر بیهوده میگویم مرا خاموش کن یارب

 

گرفتی جامه ی فخر مرا از من

 

صبورانه کلاه را از نمد کردم

 

نشانم ده اگر یک مور آزردم

 

اگر یک دانه گندم را لگد کردم

 

مرا یا رب نمیخواهی...

 

گناه از تو اگر نفرین به این دنیای بد کردم

 

به حرفم گوش کن یارب

 

به دردم گوش کن یارب

 

اگر بیهوده میگویم

 

مرا خاموش کن یارب...

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ توسط دختری از تبار گندمزارهای طلایی نظرات () |

Design By : Mihantheme